سفارش تبلیغ
صبا

 

  سرگرد خلبان شهید احمد کشوری

تاآخرین قطره خون برای اسلام و اطاعت از ولایت فقیه خواهم جنگید و ازاین مزدوران کثیف که سرهای مبارک عزیزانم (پاسداران) را نامردانه بریدند، انتقام خواهم گرفت.

(((پی نوشت))) استمرار بر ولایت فقیه استمرار بر ولایت انبیاست(امام خمینی.ره.) چه خوش است که برادر ارتشی غم برادران سپاهی خود را می خورد واین عزیز اصل را چسپید که عند رب یرزقون شد...

استواریکم شهید حسین فرجاوی

دلم به شدت می طپد،خودم را در کهکشانها در حال عروج می بینم،شوقی عظیم سراسر وجودم را احاطه کرده است. سردم، گرمم، خوابم، بیدارم، مستم، هوشیارم، نمی دانم! نمی دانم چه هستم! در پیشاپیش خود امام حسین(ع) را می بینم،آن سمبل فداکاری و شهامت وسرور شهیدان را. شوری و شعفی مرا احاطه کرده است. ازمرز انسانیت فراتر رفته و شاهد شهادت را لمس می کنم. دلم بی تاب است و شوق دیدار خالق مرا به سوی خود می خواند.

(((پ.ن.))) این چنین است که وقتی در راه حقیقت به درجه یقین برسی غیر از باری تعالی هیچ چیز را نخواهی دید و بی شک جاودانه خواهی شد...

 شهید غلامرضا بابا رضا

احساس می کنم هنگام رسیدن به معشوقی است که دیرینه زمانی است برای وصال اوهرروز جان می دهم، احساس می کنم هنگام رسیدن به برادر است،زمان وصلت با خدای خویش،هنگام دست دادن با علی و حسین(ع)، زمان خشنودی پیامبر عظیم الشاًن، رسیدن به آنجا که عشق رساندن خود به او سالهاست مرا رنج می داده، اینک شب وصال مخلوق با خالق یکتایش.

(((پ.ن)))امشب جه شبیست،شب وصال مخلوق؛شب دیدن یار؛شب رسیدن به عشق... عشق... عشق.

سرگرد شهید  امیر سنجابی

برادر عزیزم تقاضا دارم که جنازه ام را همانند بدن مولا حسین علیه السلام، مظلوم وار بردارید. نوحه امام حسین برایم بخوان و در مجلس ختم، چند سلاح را به طور (( چاتمه)) در وسط مسجد بگذار و کلاه آهنین جنگ را که برسرم بوده روی تفنگها بگذارو به همه بگو این مجلس ترحیم یک سرباز است که قبل از شهادت در صحنهً کارزار امام زمانش را ملاقات کرد واز او خواست از جبهه، سلامت به منزلش برنگردد و به مهمانی خدا برود. و می دانم اکنون که این نامه را می نویسم به آرزوی خود می رسم. برادرم! از قول من در مراسم تشییع جنازه به همهً مردم بگو که امام ما ورهبر ما باوفاست و در این جا که جبهه اسلام است همیشه کنار ما و با ما بوده.

(((پ.ن))) چه خوش است غریب وار شهید شدن؛حسینی مردن؛در اوج بودن؛ بر فرش عرش نشتن.

 استواریکم شهید محمد رضا بوربور

کلیهً کسانی که اینک به این وصیت نامه گوش می دهید!من یک حرف با آقایان دارم و یک حرف با خانمها. حرف من با آقایان این است که تا زنده اید زیر بار ظلم و ستم هیچ کس نروید و به هیچ کس ستم نکنید و پیوسته تقوا و جهد در راه خدا را در راًس همهً کارهای خود قرار دهید. و اما خانمها، همان گونه که جهاد مردان شرکت در میادین جنگ وغیره است، جهاد شما نیز حفظ حجاب و حرمت خانواده می باشد.

(((پ.ن)))چه گویم هر چه بود این دوست فرمود.یاعلی

 


نوشته شده در  دوشنبه 87/6/25ساعت  2:18 صبح  توسط علیرضا عبدی 
  نظرات دیگران()

 

سلام.

 *وصیت نامه شهدا پر از سخنان سازنده،مشکل گشا،و چراغ هدایت در این دنیای تاریک هستش.دوستان درجه و مقام شهادت رو به هر کسی نمی دن ممکه اشخاص رئیس جمهور،سردار،دانشمند،عارف،فیلسوف،دکتر،مهندس و دیگر پست های دنیایی رو کسب بکنن ولی مقام شهادت نصیب هر کسی نمی شه.کسی شهید می شه که عاشق خدا بشه(و غیر از باری تعالی کسی وچیزی رو نبینه) و خدا هر کسی رو که عاشقش بشه در راه خودش می کشه و خون بهاشم خودشه(به قول معروف به اسم خودش سند می زنه)...

*شاید برای بعضی ها این سوال پیش بیاد که منه بسیجی چرا در مطالب اولیه وبلاگم از وصیت نامه شهدای والامقام و گرانقدر ارتش جمهوری اسلامی ایران شروع کردم طبعا راسته کار من باید از شهدای بسیجی و سپاهی شروع بشه.ولی از دیدگاه یک بسیجی واقعی هیچ فرقی نمی کنه که شهید از کدوم قوای نظامی ایران اسلامی باشه،مهم اینکه شهید در راه سبز سرخگونه اهل بیت و حفظ نظام اسلامی قدم و خونش به زمین ریخته بشه واین جوریه که مثل خون امام  حسین(ع)  پس از 1400 سال هنوز زنده و پایداره...

*در ضمن شهدای ارتش(جمهوری اسلامی ایران یادتون نره)یه غربت خاصی دارن و هر جای که مراسم و یادواه ای گرفته می شه بیشترش به نام سپاه و بسیج تموم می شه...

*این همه مقدمه چینی کردم که به دشمنان ایران اسلامی و کج اندیشان داخلی و خارجی بگم که بین هیچ فرقی سپاه و ارتش وجود نداره و هر کدوم وظیفه خاص خودشونو دارن،وخاصه ارتش ما یکی از متعهد و قویترین ارتشهای جهان محسوب می شه(به کوری چشم دشمنان اسلام) و اگر خدایی ناکرده رژیم منفور و جنایتکار صهیونیستی(اسرائیل غاصب) واین مظهر اکبر شیطان آمریکا پست فطرت ودیگر دیگر اراذل و اوباش هم پیمانشون بخوان به ایران اسلامی تجاوزی هر چند کوتاه داشته باشن کاری باهاشون می کنیم که ندونن از کی و کجا خوردن و راه برگشتنشون نو فراموش کنن.واز اجسادشون موزه عبرتی تو خاک ایران اسلامی می زنیم که تا قرنها فکر حمله به کشور عزیز ما رو نکنن...

سلامتی دلاور مردان غیور ارتش جمهوری اسلامی ایران صلوات(راستی وعجل الفرجهم یادتون نره)

 

 *وصیت

 

سلام.


نوشته شده در  دوشنبه 87/6/25ساعت  2:10 صبح  توسط علیرضا عبدی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
پروین و برجام
[عناوین آرشیوشده]