سفارش تبلیغ
صبا

 صدای دلنشین دریا را دوست دارم و از طراوت و سرسبزی جنگل آرامش می گیرم، با دیدن بزرگی کوه می فهمم که هیچم؛ و با دیدن آسمان می فهم که برای رسیدن به خدا باید راه هایش را بهتر از زمین بشناسی. دریا را به خاطر آبی رنگش و لالایی موج هایش، و حتی ذرات میکروسکپی حیات بخشش دوست دارم، وقتی بر روی ساحل دریا قدم می گذارم با چشم یقین می بینم که صدف ها ذکر یار می گویند و با گوش خود می شنوم که ماهی ها با هر نفس، آبششان را با  یارب یارب پر و خالی می کنند. درختان سبز وجود، نه سبز نمای جنگل، هر روز غذای یک سوم وجودم را به رایگان می دهند و من هنوز نفس می کشم و زنده ام؛کاغذی که من  در آن حروف را به اسارت کلام در می آورم، بی وجود چوبش،  درد نوشته هایم در سینه می مانَد و من دیگر هادی نخواهم بود؛ وقتی شاخه های درختی را می بینم که با نسیم بالا و پایین می رود و شاخه ها برای یک لحظه ای کوتاه هم ذکر یا رب یاربشان قطع نمی شود از منِ وجودم خجالت می کشم. در سر بالایی کوه سِرّی است که وقتی پیر شدی می فهمی، در قله کوه، ایام شباب را به چشم می بینی و از آنجا دشت چه قشنگ و زیبا در چشمت جلوه می کند، غافل از اینکه ثانیه ها می روند و تو باید سراشیبی کوه را برگردی و در  هنگام پایین آمدن از کوه یاد ایام خوش و ناخوش زندگی می افتی و ای کاش ها ورد زبانت می شود، و اگر خیرهً یَره در کولبار بندگی ات فراوان باشد به مقصد خواهی رسید و گرنه جاذبه زمین قدرت تسخیر روح را ندارد و روح باید به آسمان پرواز کند و سر آخر جسمت خوراک حشرات و کرم ها خواهد بود. و باید انتظار هاویه را بکشی و تو چه می دانی که هاویه چیست. . . ای دوست قصه دریا و کوه و جنگل نگفتم که بخواهم موعظه ای بر صفحه دلت نقاشی کنم،من به در دل خود زدم که دیوار عقل شما حس کند که ما آمدیم با زندگی کردن قیمت پیدا کنم، نه به هر قیمتی زندگی کنیم.

سهراب گونه نوشتم، احساس و فلسفه را با هم پیوند دادم، تا بگویم سرّی را که من می بینم و شما . . .

 حال ای دوست از کدام قبیله ای . . .

 آیا صدای ناقوس زلزال را می شنوی،کاروان آماده رفتن است و تو . . .

می خواهی بمانی و غذای دنیا شوی،پس به هوش و گوش باش تا از قافله جا نمانی.یاحق،با حق،تاحق


علیرضا عبدی املشی

 

 

 

 


نوشته شده در  شنبه 89/3/15ساعت  4:11 عصر  توسط علیرضا عبدی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
پروین و برجام
[عناوین آرشیوشده]