سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

به نام صاحب سلام

سلام بر شهیدان؛سلام بر آنانی که چه خوش رفتند تا ما باشیم؛سلام بر آنانی که عشق را به گدائی خود مهمان کردند؛ایشان عشق را توشه سفر کردند و ما آن را مقصدما عاشق می شوم تا سرشار از خواسته ها شویم و دنیاست که ما از سفر باز می دارد؛آری شهید از عشق نردبانی ساخت تا با آن آسمانها را فتح کند و ما عشق را دریایی پنداشتیم ،که تا در بی کرانش جستجوی یار کنیم؛ما چی می دانیم که شهید (درود) در کنار اروند چه می گفت که در ضمیر بارزش،ذکر خرده سنگها را به گوش جان می شنید؟!ما شور عشق داریم و ایشان شور حقیقت. زیبارویان ما صدفهای خود را گم کرده اند و خود را الماس می داند، غافل از این که الماس خالص است و اینان مرواریدی بی صدف هستند که در شوری دریا بی ارزش شده اند؛شهید الماسیت که زرگران دنیائی از قیمت نهادن بر روی آن عاجزند؛ و عشق کربن است؟! اگر بخوای الماس گرانبهائی از آن بسازی ،باید کربنت خالص باشد و اگر ذره ای عشق نامرغوب در کار باشد زغالی روسیاهی؟ای دوست این دریا با این همه وسعت از دید آسمانیه شهید بسیار کوچک است؟ و خون شهید اقیانوسیت که هر قطره آن،دریاها را سیراب می کند.

(شادی روح تمامی شهدا صلوات.راستی وعجل فرجهم یادتون نره)


نوشته شده در  سه شنبه 87/11/22ساعت  7:4 عصر  توسط علیرضا عبدی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
پروین و برجام
[عناوین آرشیوشده]